تبليغاتX
Real † Love
خداوند شبان من است به هیچ چیز محتاج نخواهم بود*Lord Is My Shephered There Is Nothing I Shall Want
شنبه بیست و نهم فروردین 1388 :: 19:58 :: به قلم : jesus lover
آدرس وبلاگ تغییر یافت.

آدرس جدید :http://www.yeshua.blogfa.com

 

+ نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و نهم فروردین 1388 ساعت 19:58 توسط : jesus lover |


دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 :: 22:20 :: به قلم : jesus lover

ما کی هستیم

رها شده از زنجیر شریعت و مذهب پدرانمان

آزادی را تنها کسی میتواند با تمام وجود خود برای شما وصف کند که خود روزی در زندان بوده و میتواند با تمام وجود دهشت و درد زندان را برای تو وصف کند! همان مثال ایرانی خودمان که : " قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری."

ما از دین اسلام به مسیحیت ایمان آورده ایم. ما مسلمان بوده ایم. ما قواعد دین اسلام را اجرا کرده ایم. شاید به ما بگویند اگر تو از دین اسلام برگشتی و امروز مسیحی هستی ،به این دلیل بوده که تو به اندازۀ کافی خودت را به آیین و تبعیت از مقررات این دین تسلیم نکرده بودی. به اندازۀ کافی قرآن را با صوت قرائت نکرده بودی. به اندازۀ کافی به مسجد نرفته بودی. در نماز جماعت به اندازۀ کافی شرکت نکرده بودی. در پای خطبه فلان امام و فلان رهبر ننشسته بودی. به اندازۀ کافی فلان نماز و فلان دعا را به آن تعداد و به آن شیوه و در فلان ساعت و در فلان مکان نخوانده بودی. خلاصه ما را به این متهم میکنند که شما به اندازۀ کافی مسلمان نبودی، برای همین از دین اسلام برگشتی و امروز مسیحی هستی. و ما می پرسیم( صادقانه) چه اندازه انجام دادن این مراسم، چه اندازه مراقب تعداد و مقدار انجام دادن این مقررات دین اسلام برای عوض شدن قلب من و شما کفایت میکند؟ و چه اندازه گریه در فلان دعا و فلان مرثیه مرا وا نمی داشت تا از خودم نپرسم پس الله کجاست؟ و آیا دعاها و گریه های مرا می شنود یا نه؟( نام اسماعیل یعنی خدا می شنود.( پیدایش 16: 11 )). چه کسی میتواند مقدار، اندازه و کفایت انجام این مراسم را به ما بگوید؟ چه اندازه کفایت میکند که کافی باشد!؟ چه اندازه گریه کافی بود؟ چه اندازه ماتم گرفتن و سیاه پوشیدن در تاسوعا و عاشورا مستوجب و مقبول الله قرار می گرفت؟ تا من مسلمان نمونۀ قرآن و الله باشم؟

وقتی عیسای مسیح پا در اسرائیل گذاشت. تمام قوم اسرائیل از رهبران دینی خود تبعیت میکردند. فریسیان؛ صدوقیان و کاتبان از رهبران دینی مردم بودند. این افراد کسانی بودند که میزان و مقدار پرستش و روحانیت و گناهکاری یا بیگناهی مردم را اندازه گیری میکردند. آنها مفسرین و قانون گذاران شریعت یهود بودند. آنها مدیران و مجریان شریعتی بودند که خدا به موسی داده بود و موسی آن را از قوم خواست تا انجام دهند. یعنی تمام آن شریعتی که بعدا توسط مدیریت و پیشنهادات سلمان فارسی و خود محمد وارد دین اسلام شد. و امروز مردم مسلمان همان شریعت یهود را در ترکیبی از دیگر آیینهای عربستان آن روز انجام می دهند.

وقتی عیسای مسیح پا در اسرائیل گذاشت. تمام فیض و رحمت خود را شامل نیازمندان و دردمندان کرد. تمام قوت خود را برای پیدا کردن گوسفند گمشدۀ اسرائیل کرد. برای بیماران و گرسنگان و تشنگان نیکی. اما همواره تیغ تیز و برندۀ جملات خود را بر روی قانون گذاران و صاحبان شریعت گذاشت. او هرگز مردم عادی را قبر سفید خطاب نکرد. او هرگز گناهکاران را گندیده و فاسد خطاب نکرد. او هرگز دزدان و زنا کاران را روباهان و گرگان در پوست میش خطاب نکرد. بلکه تمامی این القاب پلید را به این دین داران و قانون گذاران شریعت داد. چرا؟ چرا خداوند صلح و فیض می بایست اینگونه بر این جماعت خشمگین میشد؟ چرا می بایست عمل به هم زدن بازار تاجران در هفتۀ قبل از مصلوب شدنش برای این فریسیان و صدوقیان تا به این اندازه گران در می آمد که تصمیم به کشتن او را برای خود قطعی و سوگند خورده دیدند؟ مگر او انگشت خود را بر چه نقطه ای گذاشته بود که این مذهبیون و به اصطلاح رهبران دینی از او نفرت داشتند؟

پاسخ ساده است. در انجیل به روایت مرقس باب 7 از آیۀ 1 تا 23 گوشه ای در این خصوص می خوانیم. رهبران دین یهود از او ایراد می گیرند که چرا شاگردانش قبل از غذا دستهای خودشان را بر طبق سنت دین یهود با آب نشسته اند. در جایی در انجیل لوقا باب 11 آیۀ 37 ؛ از خود مسیح نیز به همین دلیل ایراد می گیرند! و عیسای مسیح بدون تامل یا شک رو به این مذهبیون فرمود که:" نیکو اخبار نمود اشعیاء در بارۀ شما ای ریاکاران چنانکه مکتوب است. این قوم به لبهای خود مرا حرمت میدارند لیکن دلشان از من دور است."

به نظر شما برای خدا لب و گفتار انسان مهم است یا دل و باور انسان. مگر نه اینکه گفتۀ انسان از دل او سرچشمه می گیرد؟ خدا شریعت را داد تا انسان دلش برای خدا عوض شود. اما انسان شریعت را به زبان آورد اما دلش همواره از خدا دور بود. کمااینکه پدران و نیاکان ما که از دین قبلی ما بوده اند. و امروز در اطراف ما به وضوح از این جماعت می بینیم و چه بسا که بر ما حکومت نیز میکنند!

پولس رسول با بهره گیری از همین پیام زندۀ عیسای خداوند برای پایان دادن به شریعت و آیین های مذهبی برای خشنود کردن خدا، در رسالۀ خود به کولسیان می نویسد: " پس کسی در بارۀ خوردن و نوشیدن و در بارۀ عید و هلال و سبت بر شما حکم نکند. زیرا که اینها سایۀ چیزهای آینده است لیکن بدن از آن مسیح است. و کسی انعام شما را نرباید از رغبت به فروتنی و عبادت فرشتگان و مداخلت در اموری که دیده است که از ذهن جسمانی خود بیجا مغرور شده است...چونکه با مسیح در اصول دنیوی مُردید چگونه است که مثل مُردگان در دنیا بر شما فرایض نهاده می شود. که لمس مکن و مچش بلکه دست مگذار.( که همۀ اینها محض استعمال فاسد می شود ) بر حسب تقالید مردم که چنین چیزها هر چند در عبادت نافله و فروتنی و آزار بدن صورت حکمت دارد ولی فائده برای رفع تن پروری ندارد." ( کولسیان باب 2 آیات 16 تا 23 ). در نامۀ عبرانیان می خوانیم که :" زیرا که چون شریعت را سایۀ نعمتهای آینده است نه نفس صورت آن چیزها..." ( عبرانیان 10 : 1 ). یعنی چه؟ یعنی شریعت به خودی خود بد نیست اما نفس و طینت آدمی را قابل به عوض کردن نیست. از اینرو چون عیسای مسیح آمد. شریعت را که بنا بود تا راه پاک زیستن برای خدا را به ما تعلیم دهد، با قربانی شدن بر صلیب و قیام خود از مرگ ، برای همیشه تکمیل نمود، و سپس روح القدس خدا را به ما عطا نمود تا با زیستن در روح مقبول خدا شده و به شباهت مسیح در آییم تا خدا ما را بپسندد؛ از آن زمان دیگر شریعت و مذهب بر یک مسیحی نباید حکم و فرمان براند. " زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه و موت آزاد گردانید." ( رومیان 8: 2 ). و پطرس می گوید این آزادی ما از قید و بند شریعت پدرانمان برای ما رایگان و مانند هدیه ای بود، اما برای خدا بسیار گرانبها." زیرا میدانید که خریده شده اید از سیرت باطلی که از پدران خود یافته اید نه به چیزهای فانی مثل نقره و طلا. بلکه به خون گرانبها چون خون برۀ بی عیب و بی داغ یعنی خون مسیح."( اول پطرس 1 : 18-19).

ما کی هستیم؟

ما آزاد شده گان از اسارت دین و مذهب پدران خود هستیم. که نه تنها ما را بلکه پدران و نیاکان ما را برای قرنها در زیر تسلط و بردگی خود قرار داده بود. امروز ما از این اسارت و از دین پوسیده پدران خود به قیمت خون عیسای مسیح بر صلیب برای همیشه آزاد شده ایم. و دیگر هرگز خود را نه اسیر مذهب و آیینهای مذهبی چه در مسیحیت و چه در بازگشت به اخلاق و خوی قدیمی دین پدری خود خواهیم کرد و نه هرگز از تعالیم عیسای خداوند و کتابمقدس مذهب و شریعت برای دیگران درست میکنیم.هرگز!
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 22:20 توسط : jesus lover |


یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 :: 21:18 :: به قلم : jesus lover

چرا در بین مردگان به دنبال شخص زنده می گردید؟عیسی اینجا نیست او زنده شده است!

عید پاک رستاخیز خداوندمان عیسی مسیح مبارک باد

با امید اینکه ما نیز رستاخیز جدیدی در روح داشته باشیم تا حیات جاودان یابیم

جامه ی کهنه و پوسیده گناه را دور بریزیم و جامه ی عدالت و نیکویی خداوند را بر تن کنیم

به امید اینکه خداوند ما را از مسح خود پر کند و روز به روز در جهت خدمت و جلال او گام برداریم

سفارش خداوند را فراموش نکنیم:

حال باید به سراسر دنیا بروید و پیغام انجیل را به مردم برسانید کسانی که ایمان بیاورند و غسل تعمید بگیرند نجات می یابند اما کسانی که ایمان نیاورند داوری خواهند شد. مرقس16:16-15

آمین


The image “http://grhomeboy.files.wordpress.com/2008/03/23-03-08_easter.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
و اما جریان تخم مرغ این روز چیست؟یکی از نمادهای عید پاک، تخم مرغ رنگ شده است. از دیگر نمادهای آن، خرگوش است. در باور مردم، خرگوش‌ها در این روز وارد لانه مرغ‌ها شده و تخم‌مرغ‌های آنها را می‌دزدند. بنابراین مردم تلاش می‌کنند با رنگ آمیزی تخم مرغ‌ها آنها را از دید خرگوش‌ها پنهان کنند.
طبق یک سنت قدیمی، تخم مرغی که برای این کار در نظر گرفته می‌شود، معمولاً به صورت رنگ شده یا نقاشی شده است و به آن Easter Egg گفته می‌شود.
البته این روزها، در این دنیای مدرن و مصنوعی، این نوع تخم‌مرغ‌ها معمولاً به صورت شکلاتی و یا به صورت پلاستیکی تولید می‌شوند.

و اما جریان تخم مرغ این روز چیست؟
یکی از نمادهای عید پاک، تخم مرغ رنگ شده است. از دیگر نمادهای آن، خرگوش است. در باور مردم، خرگوش‌ها در این روز وارد لانه مرغ‌ها شده و تخم‌مرغ‌های آنها را می‌دزدند. بنابراین مردم تلاش می‌کنند با رنگ آمیزی تخم مرغ‌ها آنها را از دید خرگوش‌ها پنهان کنند.
طبق یک سنت قدیمی، تخم مرغی که برای این کار در نظر گرفته می‌شود، معمولاً به صورت رنگ شده یا نقاشی شده است و به آن Easter Egg گفته می‌شود.
البته این روزها، در این دنیای مدرن و مصنوعی، این نوع تخم‌مرغ‌ها معمولاً به صورت شکلاتی و یا به صورت پلاستیکی تولید می‌شوند

اما جریان «بازی شکار تخم‌مرغ روز عید پاک» چیست؟در روز عید پاک، افرادی که به آن‌ها Easter Bunny گفته می‌شود (و معمولاً در لباس خرگوش ظاهر می‌شوند)، تخم‌مرغ‌های روز عید را در جاهایی مخفی می‌کنند و بچه‌های خوب که در مراسم شرکت کرده‌اند، سبد به دست، دنبال این تخم‌مرغ‌ها می‌گردند و آن‌ها را پیدا می‌کنند، در نهایت تخم‌مرغ‌های شکلاتی یافت‌شده را بین افراد تقسیم می‌کنند و می‌خورند
حالا چرا تخم‌مرغ؟
شاید بپرسید چرا نماد این روز، تخم‌مرغ است؟
تخم‌مرغ در فرهنگ مسیحی و البته در بسیاری از کشورها و فرهنگ‌های دیگر (مثل روسیه، اوکراین، رومانی و ...)، نماد آغاز یک زندگی جدید است، همانطور که یک جوجه پرنده با شکستن تخم‌مرغ و خارج شدن از آن، زندگی جدیدی را شروع می‌کند.
تخم‌مرغ نماد یک قبر است که با خارج شدن از آن یک زندگی جدید آغاز می‌شود. در کل، تخم‌مرغ نماد رستاخیز است.
اکثر اوقات، این تخم مرغ به رنگ قرمز است که نماد خون عیسی است که در هنگام به صلیب کشیده شدن او ریخته شد.

+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت 21:18 توسط : jesus lover |


جمعه بیست و یکم فروردین 1388 :: 15:7 :: به قلم : jesus lover

امروز جمعه ی بزرگ روزی است که عیسی مسیح بر روی صلیب جان داد تا ما را از بار سنگین گناه آزاد کند .این هفته از روز شنبه تا یکشنبه ی بعد ایام بسیار مهمی هستند و همچنین دعاها و روزه های این هفته زیرا که واقعه ی بزرگی رخ داد.خداوند درهای بهشت را به روی آنانی باز کرد که به او ایمان آورند.او فرصتی دوباره برای بازگشت به آغوش پدر را به ما داد فرصتی که شیطان با وسوسه از آدم و حوا ربود حال با آزادی و ایمان باز برایمان مهیا شد.

امروز روز وعده داده شده است.روز آزادی در ایمان و شکست شیطان.

Free Christian Ringtones

خداوندا شکرت می کنم که برای من فیض و بخششت را مهیا ساختی.ممنونم که بهای آزادی مرا پرداختی

http://outafire.com/Pictures/Crusification.jpg

+ نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 15:7 توسط : jesus lover |


جمعه هفتم فروردین 1388 :: 13:13 :: به قلم : jesus lover

   2Corinthians 5:7

"For we walk by faith, not by sight."

          My faith looks up to Thee,
          Thou Lamb of Calvary, Savior divine!
          Now hear me while I pray, take all my guilt away,
          O let me from this day be wholly Thine!

          May Thy rich grace impart
          Strength to my fainting heart, my zeal inspire!
          As Thou hast died for me, O may my love to Thee,
          Pure warm, and changeless be, a living fire!

          While life’s dark maze I tread,
          And griefs around me spread, be Thou my Guide;
          Bid darkness turn to day, wipe sorrow’s tears away,
          Nor let me ever stray from Thee aside.

          When ends life’s transient dream,
          When death’s cold sullen stream over me roll;
          Blest Savior, then in love, fear and distrust remove;
          O bear me safe above, a ransomed soul

+ نوشته شده در تاریخ جمعه هفتم فروردین 1388 ساعت 13:13 توسط : jesus lover |


جمعه سی ام اسفند 1387 :: 15:8 :: به قلم : jesus lover

Spring Blossoms Art Print by Ray Hendershot

دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز

این عیدی ها را برای شما گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

کلیک کنید 

کلیک کنید

کلیک کنید

+ نوشته شده در تاریخ جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 15:8 توسط : jesus lover |


چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 :: 13:3 :: به قلم : jesus lover

Deep In Love With You

Sitting at Your feet is where I want to be
I'm home when I am here with You
Ruined by Your grace, enamored by Your gaze
I can't resist the tenderness in You

I'm deep in love with You, Abba Father
I'm deep in love with You, Lord
My heart, it beats for You, precious Jesus
I'm deep in love with You Lord

Humbled and amazed that You would call my name
I never have to search again
There's a deep desire that's burning like a fire
To know You as my closest friend

Lord, my redeemer, Your blood runs through my veins
My love for You is deeper than it was yesterday
I enter through the curtain, parted by Your grace
Oh, Your the lover of my soul

+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 13:3 توسط : jesus lover |


یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 :: 14:7 :: به قلم : jesus lover

...Pray for me

Here is where the road divides
Here is where we realize
The sculpting of the fathers great design
Thru time youve been a friend to me
But time is now the enemy
I wish we didnt have to say goodbye
But I know the road he chose for me
Is not the road he chose for you
So as we chase the dreams were after
Chorus:
Pray for me and Ill pray for you
Pray that we will keep the common ground
Wont you pray for me and Ill pray for you
And one day love will bring us back around again

Painted on our tapestry
We see the way it has to be
Weaving thru the laughter and the tears
But love will be the tie that binds us
To the time we leave behind us
Memories will be our souvenirs
And I know that thru it all
The hardest part of love is letting go
But theres a greater love that holds us

Michael w. smith

+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 14:7 توسط : jesus lover |


سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 :: 10:57 :: به قلم : jesus lover

عزیزانم این روزها به دعا احتیاج دارم برایم دعا کنید

Silhouette of woman praying Photographic Print by Highbridge

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:57 توسط : jesus lover |


چهارشنبه هفتم اسفند 1387 :: 8:34 :: به قلم : jesus lover
در این دنیا عشق واقعی وجود ندارد

در پایان دنیا مادر فرزند خود را فراموش کرده

فرزند والدینش را فراموش می کند.

دوستان به یکدیگر خیانت می کنند

عشق و محبت اگر هم در این دنیا یافت شود

 پایدار نیست...

پس از کجا دنبال عشق و محبت بگردیم؟

مطمئنا در این دنیا هر چه بیشتر بگردیم کمتر می یابیم

کتاب مقدس جواب سوالات شما را می دهد...

قدرت عیسی مسیح در زندگی من انکار ناپذیر است

از زخمهای او من شفا می یابم

او اشکهای مرا پاک خواهد کرد

مرا هدایت می کند تا حیات جاودان یابم

او مرا دوست می دارد.

او را هرگز با پیامبران دیگر مقایسه نمی کنم

چون او خداوند من است

برای من جان داد تا زنده بمانم

بعد از سه روز زنده شد تا باز تا پایان دنیا با من باشد

آیا محبتی بالا تر از این هست؟

او از ازل بوده و تا ابد هست

در هر کتابی میخواهید بگردید

 به من بگویید آیا بالاتر از این عشقی هست؟

+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 8:34 توسط : jesus lover |


یکشنبه چهارم اسفند 1387 :: 5:2 :: به قلم : jesus lover
سوال: کتاب مقدس راجع به نوشیدن نوشابههای الکلی چه میگوید؟ آیا گناه است اگر یک مسیحی نوشابۀ الکلی بنوشد؟

جواب:
آیات متعددی ما را سفارش میکنند که از مصرف الکل خودداری کنیم ( لاویان 10: 9؛ اعداد 6: 3؛ تثنیه 14: 26؛ 29: 6؛ داوران 13: 4 و 7 و 14؛ اول سموئیل 1: 15؛ امثال 20 : 1؛ 31: 4و6؛ اشعیا 5: 11 و 22؛ 24 :9 ؛ 28: 7 ؛ 29: 9؛ 56: 12؛ میکاه 2:11 ؛ لوقا 1: 15). با این وجود، کلام خدا لزوماً مسیحیان را از نوشیدن آبجو، شراب و سایر نوشابههای الکلی، منع نکرده است. مسیحیان ملزم شدهاند که از مستی اجتناب کنند (افسسیان 5: 18). کتاب مقدس ، مستی و طبعات آنرا محکوم میکند (امثال 23: 29–35). همچنین مسیحیان امر یافتهاند که اجازه ندهند چیزی بر آنها تسلط یابد (اول قرنتیان 6: 12؛ دوم پطرس 2: 19). کلام خدا همچنین هر کاری را که باعث لغزش و عذاب وجدان سایر مسیحیان شود، نکوهش میکند ( اول قرنتیان 8: 9–13) و در نور چنین اصولی، بسیار سخت است که مسیحیان الکل بنوشند و ادعا کنند که خدا را جلال میدهند (اول قرنتیان 10: 31).

مسیح آب را به شراب تبدیل نمود. به نظر میرسد که شاید او نیز در مواقعی شراب نوشیده است (یوحنا 2: 1–11؛ متی 26: 29). در زمان عهد جدید، آب آنچنان پاک و تمیز نبود. در نبود اقدامات بهداشتی و زهکشی فاضلاب و تصفیههای مدرن امروزی، آبها مملو از ویروسها و باکتریها و هرنوع آلایندهای بودند. این امر در کشورهای جهان سوم نیز مصداق دارد. در نتیجه مردم گاهی شراب ( آب انگور) - که محتملاً کمتر آلوده بوده است - را مینوشیدند. در اول تیموتائوس 5: 23 پولس تیموتائوس را چنین تعلیم میدهد که فقط خورندۀ آب نباشد ( که احتمالاً باعث درد معده او شده بود) بلکه اندکی نیز شراب بنوشد. کلمۀ یونانی، که در کتاب مقدس برای شراب بکار رفته است، همان کلمهای است که در زندگی روزمره به شراب اطلاق میشد. در آن روزگار نیز شراب تخمیر میشد اما نه تا درجهای که امروز حاصل میشود. شاید درست نباشد که بگوییم صرفاً آب انگور بوده است اما درست هم نیست که آنرا معادل شرابهای امروزی قلمداد کنیم. بازهم تأکید میکنم که کلام خدا مسیحیان را از نوشیدن آبجو، شراب و سایر نوشابههای الکلی، منع نکرده است. خود الکل به تنهایی گناه آلود نیست، اما ایمانداران باید از مستی و اعتیاد به الکل مطلقاً دوری نمایند (افسسیان 5: 18؛ اول قرنتیان 6: 12). مطابق با اصول کلام خدا، بسیار مشکل است که ادعا کنیم نوشیدن الکل در هر اندازه و به هر مقداری باعث جلال خدا میشود.

+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه چهارم اسفند 1387 ساعت 5:2 توسط : jesus lover |


پنجشنبه یکم اسفند 1387 :: 18:17 :: به قلم : jesus lover
  مزامیر بابهای 55 و 56

55.ای خدا به دعای من گوش کن.هنگامی که نزد تو ناله می کنم خود را پنهان مکن.دعایم را بشنو و آن را مستجاب فرما زیرا از شدت پریشانی فکر نمی دانم چه کنم.تهدید دشمنان و ظلم بدکاران خاطرم را آشفته کرده است.آنان با خشم و نفرت با من رفتار می کنند و مرا عذاب می دهند.ترس بر قلبم چنگ انداخته و مرا بی قرار کرده.وحشت مرگ سراسر وجودم را فرا گرفته است.از شدت ترس و لرز نزدیک است قالب تهی کنم.به خود می گویم :

ای کاش همچون کبوتر بال می داشتم تا به جایی دور در صحرا پرواز می کردم و در آنجا پنهان می شدم  و استراحت می کردم.می شتافتم به سوی پناهگاهی و از تند باد و طوفان حوادث در امان می ماندم.

12.این دشمن من نیست که به من توهین می کند وگرنه تحمل می کردم این حریف من نیست که بر من برخواسته والا خود را از او پنهان می کردم.این تو هستی ای دوست صمیمی و همکار من!ما با یکدیگر رفاقت صادقانه داشتیم.با یکدیگر درد و دل می کردیم و با هم به خانه ی خدا می رفتیم.

باشد که دشمنانم پیش از وقت زنده به گور شوند زیرا دلها و خانه هایشان پر از شرارت است.

اما من از خداوند کمک می طلبم و او نجاتم خواهد داد.صبح و ظهر و شب به پیشگاه خدا می نالم و شکایت می کنم و او صدای مرا خواهد شنید.هز چند دشمنان من زیادند اما او مرا در جنگ با آنها پیروز خواهد ساخت و به سلامت باز خواهد گرداند.خدایی که از ازل بر تخت فرمانروایی نشسته است دعایم را خواهد شنید و آنها را شکست خواهد داد.زیرا آنها از خدا نمی ترسند و نقشه های پلید خود را تغییر نمی دهند.

دوست و همکار سابق من دست خود را بر روی دوستانش بلند می کند و عهد دوستی خود را می شکند.زبانش چرب است اما در باطنش کینه و نفرت هست.سخنانشان از روغن نیز نرمتر است اما همچون شمشیر می برد و زخمی می کند.

مشکلات خود را به خدا واگذار و او آنها را حل خواهد کرد.خداوند هرگز نخواهد گذاشت شخص نیکوکار بلغزد و بیفتد.اما تو ای خدا این اشخاص خونخوار و نیرنگ باز را پیش از وقت به گور خواهی فرستاد ولی من بر تو توکل دارم.

56.ای خدا بر من رحم فرما زیرا مورد هجوم دشمنان قرار گرفته ام و مخالفانم هر روز عرصه را بر من تنگ تر می کنند.تمام روز دشمنانم بر من یورش می آورند.مخالفانم که با من می جنگند بسیارند.هنگامی که بترسم ای خداوند بر تو توکل خواهم کرد.وعده های خداوند را می ستایم و بر او توکل دارم پس نخواهم ترسید.انسان فانی به من چه می تواند بکند؟

دشمانم تمام روز در فکر آزار من هستند و یک دم مرا راحت نمی گذارند.آنها با هم جمع شده در کمین می نشینند و تمام حرکات مرا زیر نظر گرفته قصد جانم را می کنند.به هیچ وجه نگذار آنها جان سالم به در ببرند با خشم خود آنها را سرنگون کن.

تو از پریشانی من آگاهی حساب اشکهایم را داری و آن را در دفترت ثبت کرده ای.روزی که تو را به کمک بخوانم دشمنانم شکست خورده خواهند گریخت.یقین دارم خداوند پشتیبان من است.وعده های خداوند را می ستایم و بر او توکل دارم پس نخواهم ترسید.انسان به من چه می تواند بکند؟ای خدا نذرهای خود را ادا خواهم کرد و قربانی های تشکر را به درگاه تو تقدیم خواهم نمود.زیرا تو مرا از پرتگاه مرگ رهانیدی و نگذاشتی پایم بلغزد و نابود شوم تا بتوانم اکنون در نور حیاتی که در حضور توست راه روم.

آمین

+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت 18:17 توسط : jesus lover |


سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 :: 0:13 :: به قلم : jesus lover
هر گاه دیدی گناه شخصی آنقدر بزرگ است که نمی توانی آن را ببخشی، بدان مشکل از کوچکی قلب توست نه بزرگی گناه

It is necessary for us to learn from others mistakes. You will not live long enough to make them all yourself__ Admiral Hyman G.Rickover
لازمه که از اشتباهات دیگران عبرت بگیریم. چون ما به اندازه کافی عمر نمیکنیم تا همه اشتباهات را شخصاً تجربه کنیم.

Life is a gift. Don't trash it
زندگی هدیه است. آنرا دور نریزید.
چشم در برابر چشم باعث کوری تمام دنیا می‌شود. (گاندی)
Life is short. Eternity isn't
زندگی کوتاه است. اما ابدیت اینگونه نیست.
We are not human beings having a spiritual experience. We are spiritual beings having a human experience
ما مخلوقات بشری نیستیم که تجربیات روحانی می‌کنیم. ما مخلوقات روحانی هستیم که تجربیات بشری می‌کنیم.
دشمن، دوستی است که منتظر دوست شدن می‌باشد. این تنها امید برای این دنیای پُر از جنگ و ناسازگاری است. اسقف دِسموند توتو
کسی که هنری ندارد، دشمنی هم ندارد
حقیقت نصیب همه نمی شود، تنها نصیب کسانی می شود که به دنبالش هستند.این راند
هیچ حقیقتی در تاریخ شگفت انگیزتر از اثری که مسیح بر روی تاریخ گذاشته نیست.
 Kenneth Scott Latourette
کسی که نمی تواند دیگران را ببخشد پلی را که قرار است روزی برای رسیدن به آسمان از آن عبور کند خراب می کند پس هر کسی در این دنیا نیازدارد که دیگری را ببخشد. George Herbert


+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ساعت 0:13 توسط : jesus lover |


چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 :: 11:23 :: به قلم : jesus lover

لیریک زیر مربوط به گروه westlife هست.آهنگ خیلی زیبایی است و  با توصیفاتش مرا به یاد عیسی مسیح می اندازد.آهنگی بسیار زیباست من بارها به آن گوش می دهم.خیلی آرامش بخشه.می توانید از لینک زیر دانلود کنید

Download Westlife - You Raise Me Up .mp3

Lyrics

When I am down and oh my soul, so weary,
When troubles come and my heart burden be,
Then I am still and wait here in the silence,
UNTIL you come and sit a while with me.

You raise me up, so I can stand on mountains,
You raise me up, to walk on stormy seas,
I am strong, when I am on your shoulders,
You raise me up To more than I can be.


You raise me up, so I can stand on mountains;
You raise me up, to walk on stormy seas;
I am strong, when I am on your shoulders;
You raise me up: To more than I can be.


You raise me up, so I can stand on mountains,
You raise me up, to walk on stormy seas,
I am strong, when I am on your shoulders,
You raise me up To more than I can be.


You raise me up, so I can stand on mountains,
You raise me up, to walk on stormy seas,
I am strong, when I am on your shoulders,
You raise me up To more than I can be.

You raise me up To more than I can be

Click on the play buttom and listen to the music

+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 11:23 توسط : jesus lover |


یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 :: 14:21 :: به قلم : jesus lover

برای تو می نویسم خداوندم

که به من جان دادی و زندگی به من بخشیدی

تو که از تمام روزهای زندگی من آگاهی

تو که تمام اتفاقات و خاطره های بد و خوب زندگی مرا می دانی

برای تو می نویسم

از روزهایی که مرا می ترساندند که چگونه با تو سخن بگویم

نکند وقتی با تو صحبت می کنم بخندم و یا حتی گریه کنم.

چون می گفتند تو آنوقت به حرفم گوش نمی دهی!

خداوندم اکنون می خواهم با شادی و رقص تو را بپرستم

هللویاه...

هللویاه...

چون مرا از بند گناه آزاد کردی.

چون اسیر بودم.اما تو مرا با خون خود خریدی

می گریم...

اما اشکهایم از سر غم نیست

بلکه در چشمانم نور امید است

هیچ کس نمی تواند عشق تو را در قلبم بگیرد.

هیچ قدرتی نمی تواند عشق مرا پس بگیرد.

بیا و سلطنت کن ای خداوند در قلب من

بیا ای عیسی محبوب من

Kreuztragender Christus Art Print

+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 14:21 توسط : jesus lover |


چهارشنبه نهم بهمن 1387 :: 17:10 :: به قلم : jesus lover
در بین اقوام و ملل جهان راجع به موضوع حلال و حرام عقاید و افکار گوناگونی در همین زمینه وجود دارد. اولین کتاب روحانی که موضوع حلال و حرام در آن توضیح داده شده است، کتاب تورات موسی می باشد که در آن نوشته شده است، خوردن گوشت شتر، خوک، خرگوش، عقاب، لک لک، بوقلمون، غاز و غیره حرام و حتی دست زدن و لمس کردن بدن آنها انسان را هم نجس و ناپاک می سازد.
 
برای خواندن ادامه ی این مقاله به ادامه ی مطلب بروید 
+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 17:10 توسط : jesus lover |


دوشنبه شانزدهم دی 1387 :: 17:13 :: به قلم : jesus lover

من برای سال جدید 2009 تصمیم گرفتم که با کمک خدا...

  1. شکایت کردن را کنار بگذارم و بر قدرانی کردن متمرکز شوم.
  2. قضاوت تند را کنار گذاشته و افکار ملایمی داشته باشم.
  3. از نگرانی دست بکشم و به تقدیر الهی اعتماد کنم.
  4. ناامیدی را ترک کرده و پر از امید باشم.
  5. تلخی را کنار گذاشته و به سمت بخشش روم.
  6. نفرت را کنارگذاشته و درعوض بدی، خوبی کنم.
  7. از خشم دست کشیده و شکیبایی و صبر را پیشه کنم.
  8. از خامی دست کشیده و به بلوغ برسم.
  9. از افسردگی و ملالت دست کشیده و از زیبائیهای اطرافم لذت ببرم.
  10. غیبت کردن را کنار بگذارم و زبانم را کنترل کنم.
 

10 پیشگویی مهم درمورد سال 2009

 
  1. کتاب مقدّس هنوز جواب تمام سؤالها را دارد.
  2. دعا هنوز کاری است.
  3. روح القدس هنوز کار می کند.
  4. خدا هنوز در پرستش قومش ساکن است.
  5. موعظه های همراه با مسح خدا ادامه خواهند داشت.
  6. سرودهای پرستشی هنوز برای خدا سروده خواهند شد.
  7. خدا برکتش را بر قومش خواهد ریخت.
  8. هنوز خانه های خالی برای صلیب باقی مانده اند.
  9. هنوز عیسی شما را دوست دارد.
  10. هنوز عیسی گمگشتگان را نجات می دهد.

آمین

+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت 17:13 توسط : jesus lover |


سه شنبه دهم دی 1387 :: 8:8 :: به قلم : jesus lover
هديه روز كريسمس


با عجله وارد فروشگاه شدم. با ديدن آن همه جمعيت شوكه شدم. كريسمس
نزديك بود و همه براي خريد آنجا آمده بودند. با عجله از بين شلوغي به طرف

بخش اسباب بازي ها رفتم. دنبال يك عروسك قشنگ براي نوه كوچكم مي گشتم. مي

خواستم براي كريسمس، گران ترين عروسك فروشگاه را برايش بخرم. در حالي كه

برچسب قيمت عروسك ها را مي خواندم، پسر بچه ي كوچكي را ديدم كه حدود 5

سال داشت. پسر عروسك زيبايي را آرام در بغل گرفته بود و موهايش را نوازش

مي كرد. در اين فكر بودم كه اين عروسك را براي چه كسي مي خواهد؛ چون پسر

بچه ها اغلب به اسباب بازي هاي مثل ماشين و هواپيما علاقه مند هستند
.

پسر پيش خانمي رفت و گفت: «عمه جان، مطمئني كه پول ما براي خريد اين

عروسك كم است؟
»

عمه اش (در حالي كه خسته و بي حوصله بود) جواب داد
:

«گفتم كه، پولمان كم است.» سپس به پسر بجه گفت كه همان جا بماند تا

برود و چند تا شمع بخرد و برگردد. پسر عروسك را در آغوش گرفته بود و دلش

نمي آمد، آن را برگرداند
.

با دودلي پيش او رفتم و پرسيدم: «پسر جان، اين عروسك را براي چه كسي مي خواهي؟
»

جواب داد: «من و خواهرم چند بار اين جا آمده ايم. خواهرم اين عروسك را

خيلي دوست داشت و هميشه آرزو مي كرد كه شب كريسمس بابانوئل اين را برايش

بياورد


به او گفتم: «خوب، شايد بابانوئل اين كار را بكند


پسر گفت: نه، بابانوئل نمي تواند به جايي كه خواهرم رفته، برود. من

بايد عروسك را به ماردم بدهم تا برايش ببرد


از او پرسيدم كه خواهرش كجاست؟ به من نگاهي كرد و با چشماني پر از اشك

جواب داد: «او پيش خدا رفته. پدر مي گويد كه مامان هم مي خواهد پيش او

برود تا تنها نباشد


انگار قلبم از تپيدن ايستاد! پسر ادامه داد:«من به پدرم گفتم از مامان

بخواهد كه تا برگشتنم از فروشگاه منتظر بماند.» بعد عكس خودش را به من

نشان داد و گفت: «اين عكسم را هم به مامان مي دهم تا آنجا فراموشم

نكنند، من مامان را خيلي دوست دارم ولي پدر مي گويد كه خواهرم آنجا

تنهاست و غصه مي خورد


پسر سرش را پايين انداخت و دوباره موهاي عروسك را نوازش كرد. طوري كه

پسر متوجه نشود دست به جيبم بردم و يك مشت اسكناس بيرون آوردم. از او

پرسيدم: «مي خواهي يك بار ديگر پولهايت را بشماريم، شايد كافي باشد؟
»

او با بي ميلي پولهايش را به من داد و گفت: «فكر نمي كنم، چند بار عمه

آنها را شمرد ولي هنوز خيلي كم است


من شروع به شمردن پول هايش كردم. بعد به او گفتم: «اين پولها كه خيلي

زياد است، حتما مي تواني عروسك را بخري


پسر با شادي گفت: «آه خدايا متشكرم كه دعاي مرا شنيدي


بعد رو به من كرد و گفت: من دلم مي خواست كه براي مادرم يك گل رز سفيد

بخرم، چون مامان گل رز خيلي دوست دارد، آيا با اين پول كه خدا برايم

فرستاده، مي توانم گل هم بخرم؟
»

اشك از چشمانم سرازير شد، بدون آن كه به او نگاه كنم، گفتم: «بله

عزيزم، مي تواني هرچه قدر كه دوست د اري براي مادرت گل بخري


چند دقيقه بعد عمه اش برگشت و من زود از پسر دور شدم و در شلوغي جمعيت

خودم را پنهان كردم
.

فكر آن پسر حتي كي لحظه از ذهنم دور نمي شد. ناگهان ياد خبري افتادم

كه هفته پيش در روزنامه خوانده بودم: «كاميوني با يك مادر و دختر تصادف

كرد. دختر درجا كشته شده و حال مادر او هم بسيار وخيم است


فرداي آن روز به بيمارستان رفتم تا خبري بدست آورم. پرستار بخش، خبر

ناگواري به من داد: «زن جوان ديشب از دنيا رفت


اصلا نمي دانستم آيا اين حادثه به پسر مربوط مي شود يا نه
.

حس عجيبي داشتم. بي هيچ دليلي به كليسا رفتم. در مجلس ترحيم كليسا،

تابوتي گذاشته بودند كه رويش يك عروسك، يك شاخه گل رز سفيد و يك عكس بود
.

در محبت مسيح

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 8:8 توسط : jesus lover |


دوشنبه نهم دی 1387 :: 11:38 :: به قلم : jesus lover

آهنگری بود كه با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یكی از دوستانش كه اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: «تو چگونه می توانی خدایی را كه رنج و بیماری نصیبت می كند دوست داشته باشی؟»
آهنگر سر به زیر آورد و گفت:«وقتی كه می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یك تكه آهن را در كوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می كوبم تا به شكل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم كه وسیله مفیدی خواهد بود اگر نه آن را كنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است كه همیشه به درگاه خداوند دعا كنم كه خدایا! مرا در كوره های رنج قرار ده اما كنار نگذار!»
آمین.بله ای خداوند هیچ گاه ما را تنها مگذار زیرا حتی رنج و سختی هم سراغمان آید به تو امید داریم
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم دی 1387 ساعت 11:38 توسط : jesus lover |


سه شنبه سوم دی 1387 :: 20:33 :: به قلم : jesus lover

Send FREE Persian Christmas Greeting, Farsi Christmas eCards, Iranian Christian eCards from FarsiNet

تجلی نور به دنیا آمد. سرورم با فروتنی آمد.بهر او سرود ها می خوانم

شادی کنید و جشن به پا کنید.آن منجی عالم به دنیا آمد

فیض و برکت آورد.نجات و آزادی را

با بهای خونش فراهم آورد

محکومیت را برداشت

صلح و آشتی آورد

شادی و آرامش را بهر فیض او دانم

عیسی مسیح را خداوند خود خوانم

 

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم دی 1387 ساعت 20:33 توسط : jesus lover |


سه شنبه سوم دی 1387 :: 20:11 :: به قلم : jesus lover

                                                                                                                             

    Christmas Mobarak Christmas Mobarak

Dear God,

At this Christmas

season, please open my heart.

May I learn to be a giver, not a taker,

for only thus can I feel blessed.

Make of me an instrument of Your peace,

that peace might fill my world.

May Your abundant mercy touch my life.

May my heart so give and so receive as to expand to touch the stars.

May I so learn to live with love, that I might know of heavenly bliss while still on earth.

May the miracle of Christmas

be a miracle in my heart.

Amen      

           

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم دی 1387 ساعت 20:11 توسط : jesus lover |


یکشنبه یکم دی 1387 :: 20:27 :: به قلم : jesus lover
به روزهای کریسمس و تولد مبارک و فرخنده منجی خود عیسی مسیح نزدیک می‌شویم و باز خود را با یک حقیقت بنیادی در ایمان مسیحی روبرو می‌بینیم. حقیقتی عالی و تکان‌دهنده از آمدن یک شخصیت آسمانی به میان ما انسان‌های خاکی با تصویری نه چندان پرجلال که به عقیده بعضی‌ها شاید تولدی بسیار معمولی و حتی پست و حقیرانه باشد ...

کودکی در آخوری محقر چشم به جهان می‌گشاید. مکانی نامناسب و ناخوشایند که به‌صورت زایشگاهی برای زنی باردار و سرگردان درمی‌آید، که این خود معمایی است که چرا چنین شخصی در چنین جایی؟!

بسیاری از ما از تولد مسیح خیلی سریع می‌گذریم و تأکیدهای خود را بر زندگی‌، مرگ و قیام پیروزمندانه او متمرکز می‌سازیم که بسیار هم بجا است ولی موعظه‌ها و تعالیم ما در مورد تولد به همان روزهای کریسمس اختصاص دارد و بعد منتظر می‌شویم تا کریسمسی دیگر و پیام‌های دیگری در همان راستا. ولی آیا این تولد در سایه زندگی‌، مرگ و قیام‌، حقیقت کمرنگی است که ترجیح می‌دهیم آن را در حاشیه نهیم و با تعجیل از کنار آن بگذریم؟

به یقین باید اعتراف نمود که عید میلاد رویارویی با این حقیقت است که تولد مسیح پیامی منسجم و یکپارچه در راستای بقیه مراحل مهم زندگی او دارد. تصویر مسیح در آخوری محقر شاید شکوه و جلالی در خود نداشته باشد ولی همان حرکت نشان از شروعی فروتنانه برای پادشاهی دارد که داوطلبانه تصمیم گرفته است از نردبان شهرت و جلال پایین آید و با انسان‌های معمولی به تماسی محبت‌آمیز دست یازد.

بدون شک درس عمیق و گران‌بهای "فروتنی" در واقعه تولد مسیح نهفته است. درسی که جهان از فراگیری و آموختن آن سرباز می‌زند زیرا که غرور و سرافرازی کاذب در دل و اعماق این جهان ریشه دوانیده و فلسفه خوشبختی در بالارفتن از نردبان معنی می‌شود و نه در پایین آمدن از آن. جهان خودخواهی و جاه‌طلبی را تبلیغ می‌کند و نه افتادگی و فروتنی را.

عید میلاد این تصویر دروغین و ساختگی را در هم می‌شکند و مسیح با تولد خود در آخوری پست معیار والای دیگری برای سعادت و سرافرازی ارائه می‌دهد و آن پست‌شدنی است که داوطلبانه صورت می‌گیرد تا انسان‌ها را به سرافرازی حقیقی هدایت نماید. تولد مسیح حرکتی متضاد در برابر طرز فکری است که به گسترش خودپرستی دامن می‌زند و فروتنی را در فرهنگ لغت خود به ضعیف و ذلیل بودن معنی می‌کند. در جایی که مجوسیان از مشرق زمین آمده بودند تا در قصرها پادشاه یهود را بیابند، این پادشاه در میان شبانان و حیواناتی که در آخور بودند خفته بود. مسیح نه تنها در طول سه سال و نیم خدمت خود بلکه از همان بدو ورود خود به جهان خاکی با طرز تولد خود نشان داد که فروتنی شرط پذیرش و ورود به پادشاهی ابدی و بی‌انتهای اوست.

باشد که خود خداوند در این ایام شادی‌بخش میوﺓ فروتنی را در ما بیش‌تر پرورش دهد و با برکات روحانی ما را بیش از پیش مملو سازد.

+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 20:27 توسط : jesus lover |


پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 :: 13:35 :: به قلم : jesus lover

اوایل ایمانم همیشه فکر می کردم چطور باید بشارت بدهم.در این راه خیلی حساسیت به خرج می دادم و فکر می کردم که من باید خودم سعی کنم تا خدا را به دیگران نشان بدهم و جلال او را آشکار کنم.خیلی کم به این فکر می کردم که همه ی کارها را بسپارم به روح القدس و از خدا بخواهم اراده اش را به انجام برساند.فکر می کردم با تلاش انسانی می شود باعث نجات شد ولی نتیجه ای حاصل نشد.خداوند از طریق کلام به ما یاد می دهد که ما با تلاش انسانی نمی توانیم به خدا برسیم و بدون تکیه بر روح القدس نمی توانیم بشارت دهیم.چند ماه این فکر ذهنم را مشغول کرده بود.تا اینکه یک شب خوابی دیدم و کاملا معنای کلام خدا را درک کردم.با یک نفر آشنا شده بودم که در گناهان بسیاری بود.من به او می گفتم که از گناه دور بشه و سعی می کردم کمکش کنم اما نتوانستم.ناگهان روبرویم چهارچوب دری را دیدم که عیسی آنجا تکیه داده و نشسته بود چشمانش را دیدم و مرا خیلی متاثر کرد.زخمهای بسیاری داشت و هر کس با دیدن این منظره اشک در چشمانش جمع می شد.او فقط داشت نگاه می کرد آن شخص که توسط حرفهای من ایمان نمی آورد حال گریان زانو زده بود و مسیح هیچ نگفت فقط از زخمهای پهلویش نوری به سمت آن شخص ساطع شد و شفا را دریافت کرد و از گناهانش شسته شد.

این یکی از خوابهایی بود که پیغام مهمی برای من داشت و آن اینکه ما انسانها با تلاش خود نمی توانیم راه نجات را به دیگران نشان دهیم چون از قدرتهای انسانی خود استفاده می کنیم بلکه باید همواره دعا کنیم .از روح القدس پر شویم و از عیسی مسیح بخواهیم فیض و محبتش را آشکار کند.بله عیسی مسیح فقط و فقط با یک نگاه باعث نجات و ایمان آوردن یک گناهکار شد.همانطور که با یک نگاه متی باجگیر را از گناهان رهایی بخشید و او شد جز رسولانش .او باعث نجات پولس شد.به طوری که پولس جز یکی از پیروانش شد و تا آخر عمر او را خدمت کرد.با اینکه مسیح را ندیده بود ولی او را در رویا مشاهده کرد.بله شخصی که قبلا دشمن مسیحیان بود توسط عیسی مسیح نجات یافت.

این است قدرت خدای زنده.این است قدرت عیسی مسیح.زخمهای او نگاه او قلب انسان را دگرگون می سازد.

شکر برای فیض و قدرت و جلال او تا به ابد.آمین

+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 13:35 توسط : jesus lover |


پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 :: 10:32 :: به قلم : jesus lover

بحثی در مورد کار مسیح برای انسان

در بحث‌های قبل‌، دیدیم که وضعیت انسان از دیدگاه خدا بسیار وخیم است‌. او "بدهکار" است‌، بدهکاری که به‌خاطر فقر و تنگدستی‌، نه قادر است بدهیهای گذشته را بپردازد، و نه می‌تواند از این پس بدهی به‌وجود نیاورد. برای نجات او از این وضیعت فلاکت‌بار، تنها راه شرافت‌مندانه این است که شخصی دست او را بگیرد و سرمایه‌ای در اختیارش بگذارد تا وضعیت و موقعیت مالی او تغییر یابد.                              

چنین کاری را مسیح در حق ما انجام داد. او آمد تا وضعیت و موقعیت روحانی کسانی را که او را می‌پذیرند، تغییر دهد. او "انسان کامل‌" شد. آنانی که او را بپذیرند، از نسل تباه‌شدۀ آدم و حوا خارج شده‌، به نسل جدید او پیوند می‌خورند. در این نسل جدید، آنها دیگر فقیر و بدهکار نخواهند بود، بلکه از ثروت آن "سر نسل‌" برخوردار خواهند شد. در شماره پیشین دیدیم که مسیح ایشان را فرزندان خدا می‌سازد. آنان پدری تازه خواهند داشت و خانه‌ای تازه‌. مسیح به ایشان تولد تازه می‌دهد. در این شماره‌، به بحث در مورد موضوع "عادل‌شمردگی‌" می‌پردازیم‌.

جامۀ بی‌گناهی (عادل‌شمردگی‌)

حیات و طبیعت جدید یا تولد تازه‌، نخستین موهبتی است که خدا به شخص نجات یافته عطا می‌کند. اما این مواهب به همین جا ختم نمی‌شود. در حکایت پسر گمشده ‌، وقتی پسر به خانه باز می‌گردد، پدر او را در آغوش می‌کشد و اولین کاری که می‌کند، این است که به خدمتکاران بگوید که برای پسر او بهترین جامه را از خانه بیاورند. لباسهای آن پسر مندرس و پاره بود. پدر به او جامه‌ای نو پوشاند تا دیگر اثری از وضعیت سابق بر او نماند. این جامه نشان‌دهندۀ وضعیت جدید پسر بود. پدر با این کار خود، پسر گمشدۀ خود را از خطاهای گذشته‌اش مبرا اعلان کرد. پدر آسمانی ما نیز وقتی به‌سوی او بازگشت می‌کنیم‌، به ما جامۀ عدالت و بی‌گناهی می‌پوشاند. او ما را عادل و بی‌گناه به حساب می‌آورد. چه موهبت عظیمی که انسان در حضور خدای قدوس‌، پاک و بی‌گناه به حساب بیاید.

منظور از عادل و بی‌گناه به‌حساب‌آمدن این نیست که شخص واقعاً هرگز گناهی مرتکب نشده باشد. اما از آنجا که عیسای مسیح قبلاً جریمه و غرامت گناه همه انسانها را بر صلیب پرداخته است‌، خدا بار گناهان شخصی را که به سوی او می‌آید، به حساب مسیح می‌گذارد و طوری به او می‌نگرد که انگار هرگز گناهی مرتکب نشده است‌. به این ترتیب‌، خدا نه فقط گناهان شخص توبه‌کار را می‌بخشد، بلکه او را بی‌گناه و عادل نیز به حساب می‌آورد.

اگر در یک محکمه‌، جرم کسی ثابت شود، ممکن است قاضی او را عفو کند، اما نمی‌تواند او را بی‌گناه اعلام کند. اما خدا می‌تواند ما را بی‌گناه اعلام کند، زیرا شخص دیگری متحمل بار گناهان ما شده است‌. شخص دیگری جای ما را گرفته و مجازات ما را متحمل گردیده است‌. به این ترتیب‌، خدا به انسانِ توبه‌کار طبیعتی جدید عطا می‌کند و در دادگاه الهی رأی به بی‌گناهی او می‌دهد. خدا همان موقعی که توسط روح‌القدس به ما حیات جدید می‌بخشد، ما را عادل نیز می‌شمارد و از مجازات می‌رهاند. به این شکل‌، با ما طوری رفتار می‌کند که گویی هرگز گناه نکرده‌ایم‌. این عمل را "عادل‌شمردگی‌" می‌نامیم‌. چه عجیب و حیرت‌انگیز است نجات خداوند ما عیسی مسیح‌!

نتایج عادل‌شمردگی‌:

دیگر زیر محکومیت قرار نداریم‌

کسی که عادل شمرده می‌شود، دیگر تحت خشم و غضب خدا قرار نمی‌گیرد. دیگر هیچ ادعایی علیه او در قلمرو روحانی وجود ندارد. محکومیتی که در اثر گناه دامنگیر همه انسانها شده‌، دیگر شامل حال او نمی‌گردد. کلام خدا قاطعانه در این مورد می‌فرماید: «پس دیگر برای کسانی که در اتحاد با مسیح بسر می‌برند، هیچ محکومیتی وجود ندارد» (رومیان ۸:‏۱). خدا ما را عادل شمرده‌. چه کسی می‌تواند علیه ما ادعایی بکند؟

با خدا صلح کرده‌ایم‌

به‌علاوه در اثر عادل شمرده شدن‌، با خدا رابطه‌ای مبتنی بر صلح و آشتی داریم‌. ما دیگر مانند آدم و حوا لازم نیست از پیشگاه خدا بگریزیم‌. رابطه ما با خدا اصلاح شده و می‌توانیم با او مصاحبت و مشارکتی دوستانه داشته باشیم‌. در ضمن‌، بخاطر این عادل شمردگی‌، ما وارثین خدا می‌شویم‌. خدا برای دوستداران خود ارثی مهیا کرده که در آخرت به ما خواهد بخشید. فقط کسانی این ارث را خواهند یافت که جامه عدالت و بی‌گناهی را پوشیده باشند. در این مورد کلام خدا چه عالی می‌فرماید که «تا بوسیلۀ فیض او کاملاً نیک محسوب شده و مطابق امید خود، وارث حیات جاودانی گردیم‌» (تیطس ۳:‏۷). خدا را سپاس باد برای رحمت بی‌کران او!

رابطه‌ای جدید با خدا

وقتی پسر گمشده به خانه بازگشت‌، پدر او نه فقط دستور داد تا برای او بهترین جامه را بیاورند، بلکه فرمود تا انگشتری نیز به دستش کنند. انگشتری را می‌توان نشان و علامت تعلق و عضویت در خانه دانست‌. پدر او را مجدداً به فرزندی پذیرفت‌. گرچه پسر قلباً می‌دانست که دیگر شایستگی فرزندی و عضویت در خانواده را ندارد، اما محبت پدر آنقدر عظیم بود که بار دیگر او را به کانون گرم خانواده راه داد. خدای پدر نیز آنانی را که به‌سوی او باز می‌گردند، به فرزندخواندگی می‌پذیرد. در انجیل یوحنا آمده که‌«به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد که فرزندان خدا شوند، که نه مانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدرِ جسمانی‌، بلکه از خدا تولد یافتند» (یوحنا ۱:‏۱۲ و ۱۳). پولس نیز در نامه خود به مسیحیان روم می‌فرماید: «آن روحی که خدا به شما داده است‌، شما را برده نمی‌سازد و موجب ترس نمی‌شود، بلکه آن روح‌، شما را فرزندان خدا می‌گرداند و ما به کمک این روح‌، در پیشگاه خدا فریاد می‌کنیم‌: "ابا، پدر." روح خدا با روح ما با هم شهادت می‌دهند که ما فرزندان خدا هستیم‌» (رومیان ۸:‏۱۵ و۱۶).

آزادی در خانۀ پدر

به همین جهت است که ما مسیحیان‌، خدا را پدر خود می‌خوانیم‌. گرچه ما انسانها همگی بندگان خدا هستیم‌، اما او به‌خاطر عیسای مسیح دیگر با ما چون بنده رفتار نمی‌کند بلکه ما را فرزندان خود می‌داند و همۀ امتیازات فرزندخواندگی را به ما عطا می‌کند. بزرگترین امتیاز این است که ما در خانه خدا رابطه خاصی با پدر خانواده یعنی خدا داریم‌. رابطۀ ما با خدا به عنوان فرزندان او در چارچوب خشک احکام و تشریفات مذهبی قرار ندارد. غلام و خدمتکار در یک خانه‌، باید تحت مقررات و ضوابطی زندگی و عمل کند. اما فرزندان خانواده رابطه دیگری با پدر خود دارند. به همین علت است که در مسیحیت‌، برخلاف دین یهود، هیچ شریعت و مراسمی وجود ندارد. یهودیان مجبور بودند تحت ضوابط و احکام مشخصی خدا را عبادت کنند. آنها می‌بایست قربانی‌هایی بگذرانند، دعاها و نمازهای مخصوصی بجا آورند، روزه‌های خاصی بگیرند و بسیار احکام دیگر را اجرا کنند. این بخاطر آن بود که ایشان از امتیاز فرزندخواندگی برخوردار نبودند. ایشان بندگان خدا بودند. اما در عیسای مسیح ما فرزندان خدا شده‌ایم‌. از اینرو رابطۀ ما با خدا تحت ضوابط و مقررات و شریعت قرار ندارد. همانطور که رابطه هر فرزندی با پدر خود بر اساس محبت است‌، رابطه ما با خدا نیز مبتنی بر محبت می‌باشد. پس اگر ما دعا می‌کنیم به این علت است که خدا را دوست داریم و او پدر ماست‌. دعای ما فرمول مشخصی ندارد زیرا فرزندان با پدر خود از دل خود سخن می‌گویند، نه در قالب جملاتی که حفظی و تکراری است‌. عیسای مسیح در خانۀ پدر، ما را از هر قید و بندی آزاد کرده است‌.

آیا عالی نیست‌؟ خدا به‌خاطر جانبازی پسرش عیسای مسیح‌، حیاتی جدید و طبیعتی نو به ما بخشیده است‌. او لباس مندرس گناه را از تن ما به‌در کرده‌، جامه عدالت را به ما پوشانیده است‌. او ما را فرزندان و اعضای خانواده خود ساخته است‌. پس شایسته است با تمام وجود او را شکر و تمجید کنیم.

+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 10:32 توسط : jesus lover |


چهارشنبه بیستم آذر 1387 :: 10:33 :: به قلم : jesus lover

                 My life is in You, Lord       
    My strength is in You, Lord
    My hope is in You, Lord
    In You, it's in You

    My life is in You, Lord
    My strength is in You, Lord
    My hope is in You, Lord
    In You, it's in You

    I will praise You with all of my life
    I will praise You with all of my strength
    With all of my life
    With all of my strength
    All of my hope is in You

    My life is in You, Lord
    My strength is in You, Lord
    My hope is in You, Lord
    In You, it's in You

    My life is in You, Lord
    My strength is in You, Lord
    My hope is in You, Lord
    In You, it's in You
    In You, it is in You!


        

+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 10:33 توسط : jesus lover |


سه شنبه پنجم آذر 1387 :: 20:31 :: به قلم : jesus lover

خوش به حال آن کسانکه فقر روح خود بدانند

خوش به حال مردمی که مالکان آن جهانند

خوش به حال فروتنان خوش به حال رحیمان

خوش به حال مسکینان خوش به حال شما

خوش به حال پاکدلان که; خوش به حال صالحان که

او را بینند چونکه آنان فرزندان خدا هستند

خوش به حال غمگساران خوش به حال ماتم داران

خوش به حال ما که دادیم قلب خود را به مسیحا

Happy are those who know they are poor in spirit

Happy are those who rule the next world

Happy are the meek;happy are the kind

happy are the poor;happy are you

Happy are those who are honest because

They will see him for they are children of God

Happy those who mourn,are those who grieve

Happy are we who have given our hearts to christ

Happy are we who have given our hearts to christ

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 20:31 توسط : jesus lover |


سه شنبه پنجم آذر 1387 :: 7:44 :: به قلم : jesus lover

Everything I Need To Know I Learned From

The Bible

  Happiness makes you smile.A kind answer soothes angry feelings.A true friend will keep a secret.You will say the wrong thing if you talk too much.Dont tell your neighbor to come back tomorrow,if you can help today.Everyone likes to brag about getting bargain.Wise Friends makes you wise.Its better to be Honest and poor than to be dishonest and rich.Telling lies will getting you into trouble.Dont give up.Make your parent proud especially your mother.Watching what you say can save you alot of trouble.Respect and obey the lord.Dont tell everything you know.Go looking for trouble,and you will find it.Teach your children right from wrong,and when they are grown they will still do right.Not getting what you want can make you feel sick.The hunggrier you are,the harder you work.Dont try to get even.All wisdom comes from the Lord,and so do common sense and understanding.Its a dangerous thing to guarantee payment for someones depts.Dont say"I didnt know it"God can read your mind.Dont argue just to be arguing.Obey the teaching from parents.Know where you are headed,and you stay on solid ground.Dont ever thing that you are wise enough.Share your plans with the Lord,and you will succeed.  

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 7:44 توسط : jesus lover |


شنبه دوم آذر 1387 :: 12:57 :: به قلم : jesus lover

کتاب Mere Christianity که در فارسی به‌درستی به مسیحیت ناب برگردانده شده است، از آثار  برجستۀ نویسنده و ادیب نامور مسیحی در نیمۀ نخست قرن بیستم، زنده‌یاد سی. اس. لوئیس، است.

به رغم برخی، این کتاب در شمار ۱۰ کتاب نخست مسیحی در قرن بیستم جای دارد. نگاهی به کتابنامۀ اکثر آثار وزین مسیحی در این سده، نشان می‌دهد که این به هیچ رویْ ادعایی گزاف نیست. گویی نویسندگان این کتاب‌ها، در جایی از بحث، خود را ناگزیر از آن دیده‌اند که کتاب‌شان را به اشاره و نقل‌قولی از کتاب لوئیس مزین کنند. برای من جالب بود که چند بار نیز در کتاب‌هایی با محتوای بسیار آکادمیک، دیدم که نویسنده نقل‌قولی از لوئیس کرده است، حال آنکه مسیحیت ناب در زمرۀ کتاب‌های به اصطلاح "همه‌پسند" یا غیر‌دانشگاهی مسیحی است. به هر جهت، کتاب مسیحیت ناب نه فقط مرزِ دانشگاهی و غیر‌دانشگاهی را در نوردیده، بلکه گویی مرزهای زمان را نیز پشت سر نهاده است. گواه این مدعا آنکه، نیم قرن از نخستین انتشار این کتاب می‌گذرد، ولی هنوز خوانندگانش آن را کتابی نو می‌یابند. برخی از جملات این کتاب ـ همانند جملات و عباراتی در برخی از آثار برجستۀ ادبی جهان، نظیر اگر خدا نباشد، همه چیز مجاز است (در برادران کارامازُف، اثر فیودور داستایفسکی) ـ جاودانی و ماندنی شده‌اند. از جمله استدلال‌ها و جملات ماندنی لوئیس می‌توان به گفتۀ معروفش در باب خداوندی و الوهیت مسیح اشاره کرد، آنجا که می‌گوید: «می‌توان مسیح را دیوانه یا فردی شریر خواند... ولی هیچ‌گاه نمی‌توان معلم بزرگ اخلاق دانستش. او یا خداست یا هیچ نیست» (نقل به مضمون). لوئیس از این گونه نکات فراوان گفته است. یکی از جالب‌ترین مباحث این کتاب، بحث لوئیس دربارۀ تثلیث است که تحت عنوان ماورای شخصیت مطرح گردیده. به جرئت می‌توان گفت که کمتر نویسنده‌ای با چنین نثر روان و سلیس و منطقِ منسجم و مجاب‌کننده‌ای، برای فهم‌پذیر کردن تثلیث کوشیده است. جا دارد فرصت را مغتنم شمرد و به مترجم محترم مسیحیت ناب، آقای نادر فرد، آفرین و خسته‌ نباشید گفت که زحمت ترجمۀ این اثر ارزنده را بر خود هموار کرد. از ویژگی‌های ترجمۀ فارسی این کتاب، یکی آن است که مطلبی بسیار جالب و خواندنی از آقای تام هاکسلی در معرفی زندگی لوئیس در این کتاب آمده است. این مطلب را زمانی که به انگلیسی و سپس به فارسی خواندم، به یاد مقدمه‌های زنده‌یاد استاد سعید نفیسی افتادم، نظیر مقدمه‌اش در ابتدای کتاب اودیسه و ایلیاد، که خود اثری مستقل و جداگانه است! کار آقای تام هاکسلی شایستۀ تقدیر است، چون سی. اس. لوئیس برخلاف شهرتی که در جهان مسیحیت دارد، در کلیساهای ایرانی فردی چندان شناخته‌شده نیست، بخصوص برای کسانی که شناخت‌شان از او صرفاً در حد ترجمۀ چند کتاب او است که سوای فراسوی شخصیت و نامه‌های اسکروتیپ، عمدتاً آثار داستانی او هستند! به هر حال، امیدوارم خوانندگان عزیز بر اثر برکت خواندن این کتاب، ایمانی مستحکم‌تر و دیدی روشن‌تر از ایمان مسیحی خود بیابند.

 

سی. اس. لوئیس

مترجم: نادر فرد

انتشارات ایلام

شابک ۵-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۲۶-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۰۶۲۵۶-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۱-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۷۸

بها: ۵/۶ پوند

−−−−−−−−−−−−−−−−

قیمت: ۵/۶ پوند

(به انضمام هزینه پست و بسته‌بندی)
نحوۀ سفارش
آدرس پست الکترونیکی:
publications@elam.com
(لطفاً آدرس پستی خود را در نامه الکترونیکی ذکر کنید)
سفارش از طریق کتاب‌فروشی آنلاین:

مسیحیت ناب

تلفن اروپا/آسیا: ۹۵۱ ۵۲۰ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
فکس: ۷۰۷ ۴۲۷ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
آدرس پستی:
Elam Publications
 P.O.Box 75, Godalming, Surrey, GU8 6YP, UK

 
+ نوشته شده در تاریخ شنبه دوم آذر 1387 ساعت 12:57 توسط : jesus lover |


سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 :: 10:15 :: به قلم : jesus lover
سلام به تمام دوستان عزیزم

امروز۲۱ آبان وبلاگ من یک ساله شد

با یاری خدا این صدمین پستی است که در وبلاگ می نویسم.یک سال گذشت با تمام آزمایشات و پستی ها و بلندی ها.خیلی خوشحالم از اینکه دوستان بسیار مهربانی پیدا کردم و از طریق وبلاگ از نظرات و تجربه هایشان استفاده کردم.از همه ی شما خواهران و برادرانم تشکر می کنم.از استر عزیزم و سوادای گلم و آرزو جان و پطرس عزیز و....از تمام دوستانی که در پیوندهای دوستان لینک شده اند تشکر می کنم.و در دعاهایم به یاد شما خواهم بود.

دعای من این است که از امروز به بعد تلاشمان برای جلال خداوند بیشتر و بیشتر شود.بذر نیکوی کلام خدا در قلبهای انسانها بارور شود و دعا می کنم برای ایران که در صلح به سر ببرد و برای زندانیان و کسانی که به خاطر خداوند عذاب می کشند دعا می کنم تا آزاد شوند.چون می دانم بار و یوغ مسیح سبک است و کسانی که به خاطر ایمان به خداوند آزار می بینند به همان اندازه از آرامش و شادی مسیح هم بر خوردارند.

شکر ای خداوندماین دعا را تقدیم تو می کنم.

 

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 10:15 توسط : jesus lover |


شنبه یازدهم آبان 1387 :: 12:5 :: به قلم : jesus lover



Open the eyes of my heart, Lord
Open the eyes of my heart
I want to see You
I want to see You

Open the eyes of my heart, Lord
Open the eyes of my heart
I want to see You
I want to see You

To see You high and lifted up
Shinin' in the light of Your glory
Pour out Your power and love
As we sing holy, holy, holy

Open the eyes of my heart, Lord
Open the eyes of my heart
I want to see You
I want to see You

Open the eyes of my heart, Lord
Open the eyes of my heart
I want to see You
I want to see You

To see You high and lifted up
Shinin' in the light of Your glory
Pour out Your power and love
As we sing holy, holy, holy

(Repeat two more times)

Holy, holy, holy
We cry holy, holy, holy
You are holy, holy, holy
I want to see you

Holy, holy, holy
Holy, holy, holy
You are holy, holy, holy
I want to see you
(Repeat five more times)

 

چشمان قلبم را بگشا، (2)
تا تو را بينم، تا تو را بينم.}تکرار
{در جلال آسمان، نور رويت  درخشان؛
مهـر و قـوت از تــوست،
تــو هستي قدوس، قدوس، قدوس}
تکرار
قدوس، قدوس، قدوس، (3 بار)
چشمانم بگشا.

+ نوشته شده در تاریخ شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 12:5 توسط : jesus lover |